در میان اخبار شادمانی آور نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی که در اسفند ماه گذشته برگزار شد و نوید یک مجلس اصولگرای دیگر را داد ، خبری تلخ هم وجود داشت که شاید در هیاهوی شکست اصلاح طلبان و پیروزی اصولگرایان گم شد و یا شاید هم برای خیلی ها اهمیتی نداشت تا بدان بپردازند یا آن را تحلیل کنند.

           
           
این خبر ، رای نیاوردن نماینده فعلی مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی یعنی دکتر «حسن سبحانی » بود که پس از سه دوره چهار ساله حضور در پارلمان ، مظلومانه و بی هیچ هیاهو و جنجالی ، کرسی خود را به حجت الاسلام و المسلمین « حسن ملک محمدی » نماینده وقت  ستاد مبارزه با مواد مخدر در زمان مرحوم آیت الله خلخالی سپرد و به این ترتیب در خرداد ماه سال جاری و تشکیل مجلس جدید ، با سیستم قانونگذاری جمهوری اسلامی خداحافظی می کند.
من نماینده جدید مردم دامغان را نمی شناسم و بدون آنکه درباره شخص نماینده منتخب جدید مردم دامغان اظهار نظر کنم ، یاد آور می شوم که  یکی از انحرافات بزرگ در تبلیغات انتخاباتی ، دادن وعده هایی است که اصولا جزو وظایف نماینده مجلس نیست . وظیفه نماینده مجلس فعالیت در قوه قانونگذاری کشور و تلاش در جهت بررسی هر چه دقیقتر طرحها و لوایح در دستور و یا در آستانه دستور و کارشناسی کردن بندها و تبصره های آن به گونه ای است که منافع کلی مردم کشور - آن هم  نه یک منطقه خاص - لحاظ شود . ساختن و راه اندازی کارخانه ها و سدها و کارگاههای تولیدی و کاهش بیکاری و افزایش گردشگری و ...  و وعده هایی چون :« در اتاق همه وزرا به روی من باز است » یا  ان شاء الله در این منطقه  کارخانه های جدید راه اندازی خواهم  کرد و ... نه جزو وظایف و تعهدات یک نماینده مجلس قانونگذاری بلکه جزو وظایف سازمانها و دستگاههای اجرایی و ادارات کل و سازمانهای وابسته به وزارتخانه هاست . بسیاری از وعده های تبلیغاتی ذاتا جزو وظایف استانداران و فرمانداران و بخشداران و شهرداران کشور است نه نماینده مجلس . خلط کردن وظایف قوه مقننه با قوه اجراییه از غش در معامله هایی است که یک نامزد انتخاباتی می تواند انجام دهد و بر موج احساسات مردمی که تشنه آبادانی و کار و بهبود معیشت و وضعیت تحصیلی و علمی و ... هستند سوار شود و رای آنها را به خود اختصاص دهد.
در بعضی از موارد وضع از این هم بدتر است . بر اساس خبرهای فراوانی که در ایام انتخابات به دست ما رسید در بعضی از شهرها ، نامزد انتخاباتی کارها و فعالیتهای دولت و نتایج اقدامات انجام گرفته بر اساس تصمیمات سفرهای استانی رئیس جمهور و هیئت دولت را به نام خود در شهرهای کوچک و روستاها جا زده و بدین وسیله توانسته در دل مردم مناطقی جا کند ! و اگر کسی یا کسانی به این شیوه او انتقاد کرده اند یا او را در این مورد رسوا کرده اند از آنها شکایت کرده است که بر خلاف قانون انتخابات ، مرا تخریب کرده اند !! و بدین وسیله علاوه بر دروغهای بزرگ ذکر شده ، طلبکار دولت خدمتگزار هم شده اند.
من اما به عنوان یک روزنامه نگار ، خیلی از اینکه در فلان منطقه فلان کس به جای بهمان کس به مجلس راه یافته است نگران نشده ام چرا که گاه ، هر دو نفر به تبلیغات اینچنینی به شیوه ذکر شده مبادرت کرده اند ، هر دو درهای چلوکبابی ها را به روی مردم باز کرده اند ، هر دو کیسه های برنج توزیع کرده اند و ... بنابر این هر دو کمترین توجه را به وظیفه ذاتی یک نماینده داشته اند . اما وضع درباره دکتر سبحانی کاملا فرق می کند . به استناد صورتجلسه های مجلس شورای اسلامی و مصاحبه ها و مقاله های این مرد در مطبوعات ، بیشترین تلاش نماینده مردم دامغان در مجلس ، معطوف یافتن کارشناسی ترین راهها برای تدوین طرحها و اصلاح لوایح مورد بررسی در صحن علنی یا کمیسیونهای تخصصی پارلمان بوده است . دفاعیه ها و حتی مخالفتهای دکتر سبحانی با بندها و تبصره هایی که به دولت بر می گشته است آنچنان دقیق و حسابشده بوده که بسیاری از مدافعان سینه چاک دولت را هم به کرنش واداشته است .
از بسیاری از کسانی که در این دوره به آقای سبحانی رای نداده بودند دلیل خواستم و آنها به یک تبلیغ عمومی در سطح شهر و روستاها اشاره می کردند و آن اینکه : آقای سبحانی در این سه دوره برای دامغان هیچ کاری نکرده است ! و من افسوس می خورم که چگونه با شایع کردن یک سخن عوام پسندانه ، مجلسی را از یک مرد واقعی قوه قانونگذاری محروم کردند ، مجلسی که اگر چند تن مثل سبحانی کارشناس داشت ، اشکالاتی که گاهی در موقع اجرای قوانین بروز می کرد ، به وجود نمی آمد و تاثیر آن علاوه بر دامغان ، همه شهرهای کشور را در بر می گرفت ! نماینده ای که قطعا اگر از تهران نامزد شده بود ، با رای بالایی به پارلمان راه می یافت ، اما او نخواست به مردمی که سه دوره او را انتخاب کرده بودند پشت کند و باز هم از آنجا نامزد شد تا این بار به جای نفر اول ، نفر سوم انتخابات شود !
یادم می آید که رهبر معظم انقلاب هم چندین بار بر این دو نکته مهم یعنی فراگیر فکر و عمل کردن نماینده به جای بخشی نگری و توجه خود را به دقت در قانونگذاری معطوف کردن به جای دخالت در امور اجرایی و قوای دیگر اشاره کرده بودند و هشدار داده بودند .
در هر صورت ، این توهم غلط علی الحساب دکتر سبحانی را از ما گرفته است . البته ما حجت الاسلام ملک محمدی را نمی شناسیم و امیدواریم او بتواند بخشی از توجه کارشناسی دکتر سبحانی را نسبت به مصوبات در مجلس داشته باشد . و در نهایت اینکه رای ، رای مردم است و ما چه خوشمان بیاید و یا نه ، آقای ملک محمدی نماینده مردم شریف دامغان در مجلس هشتم  شورای اسلامی است . و می دانیم که این اقتضای مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی است و انتخاب ، انتخاب مردم است و بس .
آرزو می کنم از وجود مردان فرهیخته و دانشمند و متواضعی چون دکتر سبحانی در سنگرهای جدید به بهترین وجه استفاده شود .

***
بعد التحریر (سه شنبه ۲۰/۱/۱۳۸۷):خوشحالم که مطلبی که در نهایت دلسوزی و البته تاثر نوشتم بازتاب خوبی پیدا کرد و دوستان بزرگوار در سایتهای « الف » ، « رجانیوز » ، « فردا » و چند روزنامه آن را منعکس کردند . امیدوارم این نوشته تلنگری به خودمان باشد که در انتخابهایمان دقیقتر باشیم .
از آنجا که در سایت الف تا این لحظه بیش از یکصد نظر برای این مطلب ، نوشته شده است و اکثر این نظرات - چه موافق و چه مخالف - بر نکات قابل تاملی تاکید کرده اند ، پیوند آن صفحه را هم در
اینجا می آورم تا دوستانی که می خواهند اطراف مختلف ماجرا را بدانند به آن مراجعه کنند.

جمعه ۱٦ فروردین ۱۳۸٧ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()